X
تبلیغات
رایتل
جمعه 24 آبان‌ماه سال 1387
دیوارها



من به نفرین دیوارها مبتلا


تا چه کردم در پس این ماجرا


اینکه بیزارم از این دیوارها


اینکه می گویم چه دوراست این راهها


اینکه بازاست بازهم پنجره برسنگها


آسمان را که زندانی کرده اند


ماه راهم٬ ابرها هم همدستها


مرگ خورشید را چراغانی کرده اند


خانه را ممنوع بر عبور نورها


برسواران تکسوارشب شکن٬ بین چه پا کردند زنجیرها


این که می بینی تن است از جنس سنگ


همنشین و هممسلک دیوارها


این منم مغموم ضجر* این سالها


رو مرا آزاد کن ازاین ترسها


پر زدن آغاز کن بر بامها


جان رهان از فراز قابها


پاره کن هم جمود انجماد ابرها


من که مسخم برهفتاد رنگ اژدها


تو بریزان و بکوبان بنیادها



** واژه "ضجر" با "زجر" یکی نیست و در فرهنگ معین(ص 2181) با سه شکل مصدر لفظی، اسم مصدر و صفت آمده است.  معنی:تفته گردیدن از اندوه، تپیدن دل و یا اسم مصدری بیقراری، قلق واضطراب.