X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1389



من امشب بر تلاطمهای مواج سیه چشمت سفر کردم


گسیل برق چشمانت ولی انگار گسسته قایق مبهوت حیرانم


من امشب چون سرابی از تو می بینم


که بی پایان مرا تا شعر می خواند


بمان آنجا٬ نرو از من٬


که از شب چون سکوتی بر درخت عشق ریسه می بافم


بیا تا بوسه ای بر ابر ک احساس آویزم


بزار باران شویم با هم!


که بر بال گیسویت رویم با باد تا هر جا که باد اباد!